محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

174

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

« وقتى خداوند متعال خواست كه يونس ( ع ) را در دل ماهى نگاه دارد ، به ماهى الهام كرد كه او را بر گير و گوشت بدنش را از هم مگسل و استخوانش را مشكن ، آنگاه كه آن ماهى او را به فرودين جايگاه دريا فرو برد ، در آنجا نغمه‌اى شنيد و با خود گفت : اين ديگر چيست ؟ و خداوند متعال در شكم ماهى به او وحى كرد كه اين تسبيح جانوارن دريايى است ، [ مىفرمايد : ] او نيز در شكم ماهى زبان به تسبيح گشود و فرشتگان تسبيح او را شنيدند و گفتند : پروردگارا ، ما از سرزمينى دور آوازى ضعيف مىشنويم . خداوند فرمود : آن آواز بنده‌ام يونس است كه از فرمان من سر پيچيد و اينك او را در دريا و در شكم ماهى زندانى كرده‌ام . عرض كردند : همان بندهء درستكارت كه هر روز و شب كار درستى از او به سوى تو فراز مىآمد ؟ فرمود : آرى . [ مىفرمايد : ] آنگاه براى او شفاعت كردند و خداوند به آن ماهى فرمان داد كه او را به ساحل اندازد ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « وَ هُوَ سَقِيمٌ » ، ابن جرير و بزّار در مسند خويش اين روايت را نقل كرده‌اند « 1 » . همچنين از عوف اعرابى روايت است كه گفت : وقتى يونس در شكم ماهى جاى گرفت ، پنداشت كه مرده است . آنگاه پايش را تكان داد ، وقتى حركت كرد ، در همانجا سجده برد ، آنگاه ندا داد : پروردگارا ، جايى را براى تو سجده‌گاه گزيده‌ام كه هيچ كس در آنجا سجده نبرده است « 2 » . در روايتى ديگر آمده است كه گفت : پروردگارا در جايى براى تو سجده‌گاه برگزيده‌ام كه پاى هيچ كس از آدميان به آنجا نرسيده است » « 3 » . همچنين مفسّران دربارهء مدّت زمان ماندگارى يونس در دل ماهى نيز اختلاف نظر دارند ، فتاده آن را سه روز دانسته است ( مطابق با عهد عتيق ) « 4 » . ولى امام جعفر صادق ، عليه السلام آن را هفت روز مىداند ، همچنين ابن ابى حاتم از ابى مالك روايت كرده كه آن حضرت چهل روز در دل ماهى ماند ، و از ضحاك ، بيست روز و به روايتى يك ماه نقل شده ، و مجاهد از شعبى روايت كرده كه گفت : به هنگام چاشت او را فرو خورد و شامگاهان به ساحل افكند . اما حسن بصرى گفته دير زمانى در شكم ماهى نماند و مدتى پس از فرو خوردنش او را به ساحل افكند « 5 » . در هر صورت وقتى آن پيامبر بزرگوار در دل ماهى احساس تنگى كرد ، زبان به تسبيح

--> ( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 307 - 308 ؛ تفسير طبرى ، 17 / 81 ، 23 / 100 ؛ تفسير فخر رازى ، 22 / 216 ، 26 / 165 ؛ تفسير قرطبى ، ص 4370 - 4371 . ( 2 ) . تفسير طبرى ، 17 / 81 ، 23 / 100 . ( 3 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 307 . ( 4 ) . يونان ، 2 / 17 . ( 5 ) . تفسير طبرى ، 17 / 79 ، 23 / 101 ؛ تفسير روح المعانى ، 17 / 85 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 32 ؛ تفسير فخر رازى ، 26 / 165 .